هیچ وقت فکر نمیکردم دنیای خر و حمالی انقدر زیبا باشد. گاهی اوقات فکر میکنم ملت برای حفظ کلاس و ظاهر اجتماعی اسم این شغل را حسابداری گذاشتند زیرا بیشتر به پاسبانی شبیه است.
چقدر سخت است سگ پاسبان پول ملت باشی و روزانه دسته دسته پول ببینی اما گاهی اوقات خودت لنگ یکی از اون ورقه های کاغذ باشی.
سخت خسته ام.
دلم بوی عید
خیابونای شلوغ
و
یه دسته پول قلمبه کرده.
نقطه ته خط
چه روزی بود!!!!!!
اون روزی که مامان دونه های بوگیر کفش رو به جای شیشه اشتباه گرفت و تا زمانی که من از خواب بیدار بشم ادرس چن تا کمپ ترک اعتیاد رو پیدا کرده بود.
پ.ن: دو سال پیش بابا گفت ( خیر از زندگیی نبینی اگه بری دنبال دودو دم)
شیشه که دود نداره.. داره؟
- دلم تنگ است
- دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است
- سکوت از کوچه لبریز است
- خدایا چرا پاییز در قلبم انقدر طولانیست؟؟؟
-
پ.ن: بزرگی می گفت ادمها ممکنه پسر باشن اما پسرها ممکن نیست ادم باشن؟؟؟ درست و غلطش پای خودش